|
نوشته شده توسط سجاد عباسی
|
|
يكشنبه ۰۹ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۵۶ |
|

چرا برخی از مردان و زنان جوان به بدنسازی روی میآورند؟ جدا از بررسی بهداشتی و پزشکی پدیدهی بدنسازی، آن را میتوان با رویکردی جامعهشناختی دید و انگیزههای اجتماعی آن را بررسی کرد.
بدنسازی، بزرگکردن عضلههاست. یعنی بدنساز از طریق وزنهزنی و جذب کالری و استراحت، عضلات خود را حجیم میکند و به آنها شکل میدهد. نخستین مسابقات بدنسازی در پایان سدهی نوزدهم برگزار شد. بدنسازها در مسابقات بدنسازی مهارتی را از خود نشان نمیدهند. تنها مهارتی که در اینگونه مسابقات ارزیابی میشود نحوهی نشاندادن عضلات است؛ در واقع، تن بدنساز بیرون از مسابقه شکل گرفته و در طی مسابقه، تن به نمایش درمیآید و بنا بر معیارهای خاصی ارزیابی میشود.
اُوگِن سَنداو1 را پدر بدنسازی مدرن میدانند؛ وی بهسال ۱۸۶۷ در کالینینگراد کنونی بهدنیا آمد و میکوشید معیارهای زیباشناختی تنانهی یونان باستان را در تناش پیاده کند. سنداو به موزهها میرفت و از روی تنهای ایدهآل یونان باستان، دستورات بدنسازی مینوشت و آنها را در کتابهای خویش، «نیرومندی و چگونگی دستیابی به آن» و «سیستم تمرین جسمی سنداو» منتشر کرد.
اوگن سنداو را پدر بدنسازی مدرن میدانند
بعد از جنگ جهانی دوم، شکل ایدهآل تن تغییر کرد و جوانان بیشتر تمایل داشتند تنی بزرگ و نیرومند و پرخاشگر داشته باشند2. اما ایدهآل جدید، تکنیکها و دستگاهها و برنامههای غذایی جدیدی را با خود بههمراه داشت؛ استفاده از هورمون برای رشد عضلات در بین جوانان رواج یافت، و امروز هم بدنسازها کل سال را عضلهآوری میکنند و چندماه مانده به مسابقات با حذف کالریها و افزایش وزنهزنیها چربیسوزی میکنند (که اصطلاحن میگویند «برشزنیِ عضلات»).
بدنسازی شباهت زیادی به عمل ریاضتکشی دینی دارد؛ ریاضتکشان، عمدن و با دقت، از خوردن گوشت پرهیز میکنند و برای افزایش حجم بدنشان آسیبهایی به جسمشان وارد میکنند3. نمونههای این کنش دینی را میتوان در بوداییسم و یهودیت و مسیحیت و هندوییسم و اسلام یافت؛ در آموزههای مسیحیت هست که عیسی چهل شبانهروز اعتکاف کرد (یعنی بست نشست) تا از رنج و عذابی که پیدا میشود روحاش را تعالی بخشد.
اگرچه هدف ریاضتی که در کنشهای دینی برای تعالی روح و پرهیز از توجه به تن اعمال میشود با هدف بدنسازی متفاوت است؛ ریاضتکشی دینی در جهت فائقآمدن بر محدودیتهای جسمی و تکامل انسان و گاهی هم توبه اجرا میشود. نمونههای ریاضتکشی غیردینیای هم وجود دارد که برای خویشتنشناسی و افزایش خودآگاهی اجرا میشود؛ مراسم موکنی دستهجمعی و «ساندنس»4 از آن جمله است.
بعد از جنگ جهانی دوم، شکل ایدهآل تن تغییر کرد و جوانان بیشتر تمایل داشتند تنی بزرگ و نیرومند و پرخاشگر داشته باشند
اما مخاطبان و تماشاگران مسابقات بدنسازی را نباید از نظر دور داشت؛ آنها به دیدن تنهای اغراقشده و غیرطبیعی میروند. ریشههای تاریخی و جامعهشناختی چنین انگیزهای را میتوان در نمایشدادن انسانهایی دید که خارقالعاده یا کوتوله هستند و یا انسانهایی که روی تنشان خالکوبیهای فراوان دارند5. چنین نمایشهایی صرفن برای ایجاد حالت شوک و شگفتزدگی برگزار میشوند.
از همین رو، بدنسازی زنانه بسیار عجیبتر و خارقالعادهتر است. زیرا تن زنان بدنساز فاصلهی بسیاری با ایدههای مسلطِ زیبایی زنانه دارند. البته برخی از فمینیستها از بدنسازی زنانه استقبال میکنند و آن را، در راستای ایدهی «زنان شگفتانگیز»6، برای دستیابی به برابری جنسیتی با مردان سودمند میدانند.
انتقادهای دیگری هم به بدنسازی شده است؛ چون بدنسازها برای رسیدن به انگارهی ایدهآل معاصر از تن خود را تحت کنترل شدید قرار میدهند، مارزانو پاریسولی بدنسازها را با افرادی که از بیماری بیاشتهایی روانی رنج میبرند همسو میداند7.
تن زنان بدنساز فاصلهی بسیاری با ایدههای مسلطِ زیبایی زنانه دارند
از سوی دیگر، پاریسولی میگوید تن طبیعی از نظر بدنسازها تنی ناقص و ناکامل است و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی بدنسازها را وادار میکند تا تنشان را مطابق آن هنجارها دستکار کنند. هنجارهایی که میگویند مرد بایستی خشنتر، قدرتمندتر، و بزرگتر از زن باشد. در واقع، بدنسازی واکنشی است به بحران موجود در مردانگی.
در بدنسازی مردان، برای اینکه عضلهها نشان داده شوند مردان باید موهای سراسر بدنشان را بزنند. از این رو، بدنسازی مردانه با واردکردن انگارهی «تن بیموی مردانه» و زیباییپردازی و بههنجارسازی آن، معیارهای زیباشناختی از تن مردانه را دگرگون کرده است؛ اگر پیشتر موهای سینه نشانهی مردانگی بود، اینک عضلههایی برآمده در تنی بیموی جایگزین آن شده است.
بدنسازی واکنشی است به بحران موجود در مردانگی
بدنسازی مردانه، تصویر مردانگی را تغییر داده است و «جذابیت» را بازتعریف کرده است؛ حالا دیگر برد پیت، با تنی بیمو، جایگزین آن تصویری از جذابیت مردانهای شده است که زمانی شان کانری نمایندهی آن بود.
تصویر مردانگی، بازسازندهی تصویر جوانی و نوجوانی است؛ «اگر رستن نخستین مو بر تن نشانهی ظهور مردانگی باشد آنگاه رشدکردن و زیادشدن موهای تن نشانهی پیری و افزایش عمر است. در فرهنگی که موی بدن بازنمایانندهی مردانگی نیست، دورهی جوانی با زدودن موهای بدن طولانیتر خواهد شد»8.
پانوشتها:
۱. مدخل «اوگن سندو» در ویکیپدیا
2. Margo DeMello, Bodybuilding in "Encyclopedia of body adornment". Greenwood Press, 2007.
۳. مدخل «ریاضت جسم» در ویکیپدیا
۴. مدخل «ساندنس» در ویکیپدیا
۵. مدخل «نمایش عجایب» در ویکیپدیا
۶. این ایده را میتوان نزد فمینیستهای آمازونی دید. مدخل «فمینیستهای آمازونی» در ویکیپدیا
۷. به نقل از دیوید رابسون. |
|
آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۴ |